تبليغاتX
DJ Weblog

DJ Weblog

مطالب خواندنی, دیدنی و شنیدنی از دیگر وبلاگها

کاریکاتور بازیگرای برره

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم بهمن 1384ساعت 21:40  توسط میلان  | 

عکس

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم بهمن 1384ساعت 21:35  توسط میلان  | 

برنامه جالب

 

اگه می خوای بدونی چاقی یا لاغر این برنامه رو دانلود کن  

 

کلیک کن

 

 

+ نوشته شده در  شنبه یکم بهمن 1384ساعت 1:37  توسط میلان  | 

به این وبلاگ یه سر بزنین

 

www.rasmeroozegar.blogfa.com

+ نوشته شده در  شنبه یکم بهمن 1384ساعت 0:50  توسط میلان  | 

تو این وبلاگ مطالب زیبای وبلاگهای دیگر دوستان رو قرار میدم. یه جورایی میشه گفت گلچینی از وبلاگهای دیگه هست. پس با اجازه از تمامی دوستان وبلاگ نویس. لطفا شکایت هم نکنین که اصلا حال ندارم

WWW.Djweblog.blogfa.com

WWW.dozdi.blogfa.com

E_mail     :      djweblog@gmail.com

                  

+ نوشته شده در  جمعه سی ام دی 1384ساعت 17:10  توسط میلان  | 

اینو از تو یکی از وبلاگها پیدا کردم. جالبه

پرده اول :ساعت 16:00،خيابون

ببخشيد خانوم ،عروس ننم مي شي؟مي تونم شماره بدم پاره كني؟!!! مي خوام سايه

سرت شم،مي خوانم مرد خونت شم،طلبت شدم، مي خوام باهات دوست شم،شماره كفشتم بدي زنگ مي زم...راستي

شماره عينك من مي دوني چنده؟... ا...چرا جواب نمي دي؟

<<<< (نگاه عاقل اندرسفيه دختر)

پرده دوم :ساعت 16:30، ايستگاه اتوبوس
مي تونم يه ذره وقتتون رو بگيرم؟ به خدا قصد خير دارم -
خواهش مي كنم مزاحم من نشيد، من نامزد دارم -
خب من حاضرم با نامزد شما دوئل كنم ،انتخاب اسلحه هم به عهده اون -
(دختر به زور جلو خنده اش را مي گيرد)
ـ ببين پسر خوب من جاي مامان توام
ـ خب من خيلي دوست دارم يه مامان خوب مثل شما داشته باشم،تا شبا برام قصه بگه ،برام لالايي بگه
ـ لطفا مزاحم نشويد ،پليس صدا مي كنما
ـ خب بهتر ،همين جا عقدمون مي كنن
ـ تو چقدر پررويي بچه ؟؟
ـ من شماره ام رو ميدم به شما ،اگر دوست نداشتين زنگ نزنيند
ـ باشه ولي قول نميدم زنگ بزنما
ـ عيبي نداره ، زنگ نزن

پرده سوم : يه روز بعدازظهر،پارك
ـ ببين آقا مسعود تا به حال دوست پسر نداشتم،چون دوست ندارم مثل اين ديوونه ها و
بچه مچه ها كه تا صبح مي شينن پاي تلفن ، هي تلفن بازي و از اين صحبت ها
ـ خب من هم تا به حال دوست دختر نداشتم... من هم از اين بچه بازي ها بدم مياد

پرده چهارم : نصف شب،پاي تلفن
...ـ ببين مسعود جون نگاه من به زندگي اينجوريه كه
...ـ اتفاقا عزيزم دلم،ماي دارلينگ ،هاني،سوييتي،نظر منم اينه كه

پرده پنجم: يك شب گرم و تب آلود
بوي علف،حس خسته يك ملافه پيچيده ،عطر ممنوع يك رويا ،صداي (...) و
(...) ،عشق و ديگرهيچ
!!!در اين قسمت بايد كمي بي پرده سخن گفت


پرده ششم: روز ولنتاين،كافي شاپ
ـ من ديگه خسته شدم ،امروز يه روز عاشقانه اس ، سرشار از عشق وصفا ولي مثل اينكه تو من رو ...دوست نداري
چرا دوستت دارم ‏ ولي شرايطم طوري نيست كه بتونم وقت بذارم، من دوستاي ديگه اي هم دارم كه بايد بهشون برسم
...نمي تونم همه وقتم رو براي تو بذارم
... خب منم همينطورم، منم وقت ندارم ولي اين دليل نمي شه كه ديگه از عشق صحبت نكني
... عشق مال بچه هاس ،‌ اين حرفا چيه، ما ديگه بزرگ شديم، بايد واقع بينانه به اين قضيه نگاه كنيم
...گفتم كه ... ديگه من رو دوست نداري
... چرا عزيزم دوستت دارم ، امشب زنگ بزن به بابات بگو مي ري خونه دوستت شبم نمي آي
!كدوم دوستم ؟
... اسمش يادم نيست، همون كه اون دفعه گفتي ديگه
! آهان ... باشه

پرده هفتم : فرداي روز ولنتاين، خونه پسره
بي شعور!‌ پدر سگ! (‌...)! (...)! تو فكر كردي من (...) ام ! تو من رو با اون خواهر(...) ات اشتباه گرفتي
...پونزده پسر رو جمع کردي تو اين خونه که چي بشه
! توهم كه بدت نيومد...! تازه اينا دوستاي منن ! غريبه كه نيستن
... خفه شو بي غيرت ! من عشق تو بودم! برات روز ولنتاين عروسك خر گريان خريدم و هديه دادم
!! چه ربطي داره منم برات از اين شكلات قلبي ها خريدم
شكلات قلبي ات بخوره تو سرت! تو اصلا معني عشق رو نمي فهمي... حيف اون كارت پستالي كه برات ...خريده بودم
عشق همينه كه ديدي ديگه، راستي اونروز روم نشد بهت بگم كارت پستالت خيلي بي ريخته! حالا فكر كردي خيلي لعبتي، با اون هيكل بي ريختت!‌ مث كپه (...) مي مون
دفعه اول كه هيكل من بي ريخت نبود... تو اينجوريش كردي
!(...) به من چه خود(...)ات مي خواستي ‌
:اين قسمت را با صداي گيس و گيس كشي بخواني
( ...)(...)(...)(...)(...)
( ...)(...)(...)(...)(...)


...(تالاپ ( صداي بسته شدن در

پرده هشتم: بعد از ظهر فرداي روز ولنتاين، لوكيشن قبلي
آخه مرتيكه بي شعور، تو مي مردي 5 دقيقه ديگه هم تو كمد دووم مي آوردي؟
...‌ به من چه مسعود جون ! حميد هلم داد
... حميد آبروي من رو بردي، دافيه پريد! از همون سوراخ كليد نگا مي كردين ديگه
... آخه مسعود تو نمي دوني تو كمد چه بويي مي اومد كه
- بيا اينم از رفقاي ما !

پرده نهم:‌ ساعت16:00‚ پرايد
... ببين آقا ، من تا حالا دوست پسر نداشتم
ساعت 17:00 ، يه جاي ديگه
... آبجي عروس ننم می شی ؟

:نتيجه گيري
!ولنتاين هيلي هوبه

                                                                                                        

+ نوشته شده در  جمعه سی ام دی 1384ساعت 3:36  توسط میلان  | 

شعر

 

 دل ما هر چه کشید از تو کشید

                                 هر چه از هر که شنید از تو شنید

گر سیاه است شب و روز دلم

                                همه از چشم تو از چشم تو دید 

 

این شعر رو نرگس خانم تو قسمت نظرات نوشته بودن . قشنگ بود گفتم بذارم بقیه هم بخونن

+ نوشته شده در  جمعه سی ام دی 1384ساعت 2:56  توسط میلان  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم دی 1384ساعت 0:25  توسط میلان  | 

اینم یه نظر از یکی از بازدیدکنندگان  این وبلاگ که وقتی خوندمش ۲ دقیقه فقط می خندیدم

اینم یه نظره دیگه

 

نويسنده: محمد شنبه 24 دي1384 ساعت: 13:44
واقعا وبلاگ بیخودی داری دستت درد نکنه واقعا از این فضایی که در اختیارت بود به بدترین نحو استفاده کردی
 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم دی 1384ساعت 2:33  توسط میلان  | 

 

نظر بدین باباااااااااااااااااااااااا

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم دی 1384ساعت 5:8  توسط میلان  |